مرتضى مطهرى

78

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هستيم ، چرا براى اين نظم كل ، فاعل قائل نباشيم ؟ روى اين حساب ديگر نظم كلى باقى نمىماند . ما وقتى كه بيان خودمان را فقط به اصل علت فاعلى متكى مىكنيم ، خودمان هر فعلى را نشان مىدهيم مىگوييم فاعلى دارد ، خوب آن فاعل هم خودش فعلى است فاعلى دارد ، آن فاعل ديگر هم خودش فعلى است باز فاعلى دارد ، ديگر جا براى ناظم كلى باقى نمىماند ، ديگر ناظم كل يعنى چه ؟ ما دست روى « الف » مىگذاريم مىگوييم « الف » را « ب » به وجود آورده ، دست روى « ب » مىگذاريم مىگوييم « ب » را « ج » به وجود آورده ، دست روى « ج » مىگذاريم مىگوييم « ج » را « د » به وجود آورده ، خوب نظم همين جا درست است . تا بىنهايت هم كه جلو برويم - همين طور كه اساس اين بيان هم همين است - هر معلولى علتى دارد ، ديگر جا براى ناظم كل كجا باقى مىماند ؟ اصلا ناظم كل يعنى چه ؟ مگر اينكه بگوييم ناظم كل يعنى كل همين طبيعت ، آن هم كه خودش خودش است ، چيز ديگرى نيست . اين را از آن جهت عرض كردم كه اشتباه بسيار بسيار بزرگى است و نبايد از آن غفلت كرد . هر مادى مسلكى كه به اين برسد مىگويد : آقا ، اين خدايى كه شما گفتيد چه شد ؟ همين نظام علت و معلول ، آن هم نظام علت فاعلى ؟ هر فعلى فاعلى دارد ، باز يك‌دفعه اسم فاعل كل بياوريد ، ديگر فاعل كل يعنى چه ؟ نه ، اين نيست . اگر ما اسمى از نظم و نظام مىبريم ، اگر اسمى از « اتقان صنع » مىبريم ، تنها اين حرف ساده نيست كه هر كسى ، مادى و الهى ، هر عالمى قبول دارد كه معلول علت فاعلى مىخواهد ، فعل فاعل مىخواهد . عمده يك چيز ديگر است . تنها فرض نظام فاعلى يعنى نيرويى كافى براى به وجود آمدن [ جهت توجيه وجود ناظم كل كافى نيست ] . نيروى يك بىسواد هم براى به وجود آمدن يك نامه كافى است ، علمش كافى نيست ، آن چيزى كه به او قدرت انتخاب و اختيار بدهد كافى نيست . آنها كه از نظام عالم صحبت مىكنند مىخواهند بگويند در نظام عالم بوى انتخاب مىآيد ، بوى اختيار مىآيد ، بوى اين مىآيد كه طبيعت هى سر دوراهىها قرار مىگيرد ، راه مناسبش را انتخاب مىكند ، بازمىرود سر دوراهى ديگر ، باز [ راه ] مناسب [ خود را انتخاب مىكند ] ، بلكه سر هزار راهى واقع مىشود و راه مناسب خودش را انتخاب مىكند . در كار عالم انتخاب است . - به نظر بنده علت غايى نمىتواند منفك و مستقل از علت صورى باشد . علت